تبليغاتX
IRAN ATTACK

IRAN ATTACK

اخبار و گزارشهای لحظه به لحظه حمله آمریکا به ایران

آيا حمله به ايران اجتناب ناپذير است؟

ويليام آرکين
گوين داير مورخ کانادايي در امور نظامي در روزنامه تهران تايمز نوشت: "علي رغم پيامدهاي فجيع حمله بازدارنده و يا حتي حمله هسته اي امريکا به ايران، اما هنوز احتمال مي رود دولت بوش به انجام اين امر مبادرت ورزد."

آيا بحران ايران دارد از کنترل خارج مي شود و يا به عبارت ديگر اقدام نظامي عليه ايران منتفي است؟ به رغم اينکه ايرانيان در حال ساخت کشوري هستند که خروجي هاي معدودي خواهد داشت و از سوي ديگر جنگ طلبان دولت بوش نيز مانند ديک چني، دونالد رامسفلد و جان بولتون از حمله بازدارنده عليه ايران حمايت مي کنند، اما هنوز تصور مي کنم پاسخ اين سئوال منفي است.

دوستي مي گويد: "به نظر مي رسد تصور شما اين است که در صورتي که در سطح بين المللي محرز گردد که ايرانيان بدنبال ساخت سلاح اتمي هستند، دولت بوش به جاي آنکه با حقارت انفعال در برابر ايران رو به رو شود، دست به يک اقدام نظامي عليه ايران خواهد زد."

اعتراف مي کنم هنگامي که کشورها و دولتمردان آنها احساس مي کنند که عزت و شرف آنها در خطر است، دست به کارهاي نامعقول مي زنند. اما در عين حال باور دارم که تنها يک "جرقه" مانند دستيابي ايران به سلاح هاي کشتار جمعي از قبيل موشک هاي کروز و باليستيک و سلاح هاي اتمي، شيميايي و بيولوژيکي باعث خواهد شد تا دولت بوش به طور جدي حمله بازدارنده عليه ايران را مورد بررسي قرار دهد.

اگرچه حمله نظامي امريکا به ايران احتمالاً با قوانين و استراتژي سنتي نظامي مغايرت خواهد داشت و پيامدهاي آن فاجعه آميز خواهد بود، اما دولت بوش از سال 2002 به وضوح اعلام کرده است که از تهديد سلاح هاي کشتار جمعي جلوگيري خواهد کرد. از اين رو دولت بوش از سال 2002 قابليت هاي خود را براي حمله نظامي به ايران و کره شمالي که صرفاً دو هدف واقعي طرح ارتقاي نظامي امريکا به شمار مي روند، افزايش داده است.

ممکن است چني، بولتون و رامسفلد مرتباً ايران را تهديد کنند و ديگر احزاب امريکا بيش از پيش از اين جنگ طلبان کناره گيري کنند و خود را به حاشيه برانند، اما ما هنوز نمي دانيم که ايران چه زمان به قابليت هسته اي دست خواهد يافت. شايد اين امر سال ها طول بکشد. به علاوه، بن بست ديپلماتيک، هوشياري جامعه بين الملل نسبت به واردات فناوري هسته اي و تهديد اقدام نظامي عليه ايران، اين کشور را وادار کرده است برنامه مخفي هسته اي خود را مخفي تر و ايمن تر نمايد.

اگر حزبي در دولت امريکا وجود داشته باشد که به خوبي پيامدهاي حمله به ايران را درک کند، آنوقت چه کسي اين امر را تقبل خواهد کرد و با پيامدهاي آن که احتمالاً جنگ و درگيري خواهد بود، کنار خواهد آمد؟ هيچ تفسيري که از جنگ خونين و يا پيامدهاي جدي حمله به ايران سخن براند، نخواهد توانست دولت بوش را متقاعد کند که به منظور جلوگيري از تهديد هسته اي ايران از اقدام نظامي عليه اين کشور صرف نظر کند.

به نظر من تنها موضوع جالب در مورد سياست بازدارندگي دولت بوش اين است که حتي اگر بتوان تمامي مسائل نظامي را حل و فصل کرد و حمله به ايران "موفقيت آميز" باشد و بتوان پيامدهاي آن را کنترل کرد، آيا اولين حمله به ايران اقدامي نادرست خواهد بود؟

فرض کنيد ما به محل استقرار سلاح هاي کشتار جمعي ايران پي ببريم، ابزار ويژه براي رديابي تأسيسات زيرزميني ايران داشته باشيم، نيروهاي ويژه عملياتي براي نفوذ به داخل ايران داشته باشيم، از حمايت کردها بهره مند شويم، نيروهاي ما آماده جنگ باشند، ظرف چند ماه بتوانيم از لحاظ لجستيکي آماده شويم، بتوانيم از پايگاه هايمان در کشورهاي همجوار استفاده کنيم، مطمئن باشيم که مي توانيم نيروي نظامي ايران را مغلوب کنيم، مردم امريکا متقاعد شوند که ايران تهديدي جدي به شمار مي رود و غيره، با اين وجود هنوز نمي دانيم که چه اتفاقي رخ خواهد داد.

منبع: واشینگتن پست، 12 مارس

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 8:31  توسط War Correspondent  | 

حمله قريب الوقوع نظامي به ايران

ويليام آرکين
هشدارهاي اين هفته ديک چني معاون رئيس جمهوري امريکا و جان بولتون نماينده امريکا در سازمان ملل به ايران، اين حدس را که امريکا و اسرائيل در حال طراحي حمله قريب الوقوع نظامي به ايران هستند، تقويت کرده است.

روز گذشته ديک چني خاطر نشان کرد: "رژيم ايران بايد بداند که اگر روند کنوني خود را ادامه دهد، جامعه بين الملل آماده است فشارهاي جدي بر ايران وارد کند. ما به ايران اجازه نخواهيم داد سلاح هسته اي داشته باشد." در همين حال جان بولتون اظهار داشت: "ايرانيان بايد بدانند که همه گزينه ها در دستور کار است."

همه گزينه ها در دستور کار است و "فشارهاي جدي" قطعاً به معناي اقدام نظامي است. اما صرف اينکه دو تن از برجسته ترين مقامات سياسي امريکا به عنوان بخشي از فشارهاي کنوني ديپلماتيک، ايران را تهديد مي کنند، به اين معني نيست که امريکا در شرف حمله به ايران است.

از سوي ديگر صرف اينکه حمله به ايران و پيامدهاي آن بسيار خطرناک و فاجعه آميز به نظر مي رسند، به اين معني نيست که اگر ضرورت ايجاب کند، دولت بوش به اين عمل دست نخواهد زد. به منظور درک اين نکته که اگر ايران، جامعه بين الملل را ناديده بيانگارد و به ساخت سلاح اتمي مبادرت ورزد، واشنگتن قادر خواهد بود چه اقدام نظامي عليه ايران انجام دهد، ابتدا بايستي اين تصور را از اذهان کارشناساني که نسبت به اقدام نظامي عليه ايران هشدار مي دهند، زدود.

کنث پولاک کارشناس مسائل سياسي در موسسه بروکينگز در مصاحبه با شبکه خبري NBC اظهار داشت: "اکثر سازمان هاي اطلاعاتي غرب به شما مي گويند که حتي مطمئن نيستند سايت هاي هسته اي ايران دقيقاً کجا واقع شده اند."

در همين حال مارتين وان کريولد مورخ نظامي اسرائيلي تبار به روزنامه يو اس اي تودي گفت: "فاکتور غافلگيرکننده که اصلي ترين شرط حمله به ايران است، وجود ندارد. سايت هاي ايران متعدد و پنهان هستند و در عين حال مقاوم سازي شده اند."

يقيناً پولاک و وان کريولد به آنچه که مي گويند، باور دارند. آنها معتقدند حمله به سايت هاي هسته اي ايران مشکل و پيچيده خواهد بود و در عين حال اطلاعات مناسب کافي وجود ندارد. به علاوه، اين اطلاعات احتمالاً تمامي قوانين سنتي نظامي و حتي سياسي را نقض خواهند کرد.

از سوي ديگر دولت بوش موضع خود را در مورد مسأله بازدارندگي هسته اي به وضوح بيان کرده است. از آنجا که کشورهاي تروريستي دارنده سلاح هاي کشتار جمعي، نگراني شماره يک براي امنيت ملي امريکا محسوب مي شوند، دولت بوش اعلام کرده است که قصد ندارد منتظر شود تا قارچ احتمالي اتمي پديدار شود.

بنابراين در صورتي که بدترين شرايط ممکن پيش آيد و چاره ديگري نباشد:
1- دولت بوش اهميتي به حمله "استراتژيک" غافلگيرکننده نخواهد داد و بدنبال يافتن راهي براي عملي کردن اين نوع حمله نخواهد بود.

2- دولت بوش دست کم در بدو امر و يا بلافاصله خواهان تغيير رژيم ايران و يا اجراي حمله زميني در خاک ايران نخواهد بود. اما در عين حال مشکلات اجراي اين دو طرح و ناآرامي هاي کنوني در عراق و افغانستان مانع از آن نخواهد شد که دولت بوش از حمله به زيربناي سلاح هاي کشتار جمعي ايران خودداري ورزد.

3- فقدان اطلاعات در خصوص سلاح هاي کشتار جمعي ايران و يا استتار تأسيسات هسته اي اين کشور، مانعي براي دولت بوش نخواهد بود. به گزارش روزنامه گاردين، جان بولتون نماينده امريکا در سازمان ملل هفته گذشته در ديدار با نمايندگان پارلمان انگليس در نيويورک خاطر نشان کرد: "ما به خوبي از هشدارهاي کارشناسان اطلاع داريم. اما در عين حال مي توانيم با يک روش يکسان، نقاط مختلف را هدف قرار دهيم. فقط بايد يک بخش از زنجيره هسته اي ايران را منهدم کرد تا کل آن نابود شود."

4- مخالفت ها و وتوي جامعه بين الملل سد راه دولت بوش نخواهند بود. در عين حال صرفاً به اين خاطر که خطر برپايي جنگ همه جانبه وجود خواهد داشت، دولت بوش در به کارگيري از زور عليه ايران ترديد نخواهد کرد.

اما در عين حال بهتر است رسانه هاي خبري از انتشار اخبار حمله قريب الوقوع به ايران و يا هشدارهاي کارشناسان در مورد مشکلات چنين حمله اي خودداري ورزند. در عوض اين رسانه ها بايد بر روي ديدگاه دولت بوش و نظاميان امريکا در مورد حمله نظامي به ايران تمرکز کنند، چرا که اگر ايران اعلام کند که سلاح هسته اي در اختيار دارد، همواره حمله بي درنگ امريکا به ايران وحشتناک و پرمخاطره خواهد بود.

منبع: واشنگتن پست

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 13:28  توسط War Correspondent  | 

همزمان با حضور و سخنرانی کوتاه کوندولیزا رایس در کنگره امریکا، نیکلاس برنز معاون وزارت خارجه امریکا نیز در کنگره امریکا و در مورد سیاست امریکا در برابر ایران سخنرانی کرد. او در این سخنرانی ایران را تهدیدی برای اهداف امریکا در خاورمیانه معرفی کرد و مانند رایس گفت که جمهوری اسلامی مانع صلح در لبنان - صلح میان اسرائیل و فسلطین و صلح و ثبات در خاورمیانه است. جمهوری اسلامی با احمدی نژاد همه را تهدید می‌کند. آنها امید و آرزو‌ها برای صلح در خاورمیانه را ازبین برده اند.

 سخنرانی برنز را باید برنامه کاری کاخ سفید و وزارت خارجه امریکا در ارتباط با ایران دانست و در واقع گزارش دولت بوش است به کنگره امریکا و به همین دلیل باید آن را بسیار با اهمیت تلقی کرد. برنز گفت:رهبران ایران در 4 محور به مخالفت با امریکا مشغول اند:
1- ساخت بمب اتم
2- یک منبع بزرگ مالی برای تروریسم
3- تلاش برای تسلط بر خاورمیانه بعنوان قدرت برتر خلیج فارس
4- سرکوب دمکراسی و دمکراسی خواهان در ایران

 لذا مقابله با ایران چالش اساسی برای امریکا در دنیای کنونی است و جرج بوش و رایس اولویت اساسی در خاورمیانه بزرگ را حل مسئله ایران اعلام داشته اند و تلاش امریکا این خواهد بود که ایران را از دستیابی به برنامه‌هایش بازدارد و از آنجا که پرونده ایران به شورای امنیت هم ارجاع شده نشان میدهد که ما در راه درستی قرار داریم.

موضع ما مشخص است. ما به همراه کشورهای دیگر می‌خواهیم تلاش ایران برای تبدیل شدن به قدرت اتمی خنثی کنیم. مانع از حمایت‌های ایران از تروریسم در منطقه و جهان شویم و به همراه کشورهای عربی و اروپایی از اهداف برتری جویی‌های منطقه ای ایران جلوگیری کنیم. ما می‌خواهیم درپایان این تلاش، حمایت خود از مردم ایران، بخصوص میلیونها جوان ایران را گسترش دهیم.

 شورای امنیت بهترین مکان برای جلوگیری از برنامه‌های هسته ای ایران است و ما اقدامات منظمی را برای مقابله تنظیم کرده ایم که پله به پله به اجرا در می‌آید تا فشارها بر ایران افزایش یابد.

شورای امینت در گام نخست یک بیانیه  را مد نظر خواهد داشت. اگر این تلاش‌ها اثری نبخشید، آنگاه ایران با تحریم‌های بین المللی روبرو خواهد بود. تحریم‌ها اقدامات هسته‌ای ایران را مد نظر خواهد داشت نه میلیونها ایرانی بیگناه را. رزیم ایران باید بداند که یک راه بیشتر نیست و آن خاتمه دادن به برنامه‌های هسته ای است.

پیام شورای امنیت برای ایران بسیار روشن خواهد بود:
خاتمه بخشیدن به اهداف منطقه ای و حمایت از تروریسم، بعنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد خود. در عراق تلاش‌های 3 ساله امریکا برای ایجاد صلح و ثبات حتی به نفع مردم ایران بوده است، اما رهبران ایران‌بی‌وقفه به ایجاد مشکل درعراق کرده اند. فعالیت‌های ایران به آینده عراق آسیب وارد ساخته است. ایران حداقل در وقایع اخیر ترورستی( حرم امامان شیعه در سامره) دست داشته است. آنها حامی حماس در فلسطین هستند و در لبنان از حزب الله حمایت می‌کنند.

معاون وزارت خارجه امریکا، در ادامه سخنرانی خود در کنگره امریکا به مسائل داخلی ایران پرداخته و گفت:
آنها در ایران دمکراسی و حقوق بشر را سرکوب کرده، آزادی مردم را از آنها گرفته اند، روزنامه‌ها را توقیف کرده و دانشجویان را سرکوب و زندانی کرده اند. درانتخابات اخیر تقلب کردند، بسیاری را رد صلاحیت کردند و احمدی نژاد را بعنوان رئیس جمهور اعلام داشتند تا در باره هولوکاست سخن بگوید. همه شما سخنان او را در باره پاک کردن اسراییل از نقشه جهان و همچنین محکومیت‌های بین المللی این نظریات اطلاع دارید.

 کاخ سفید و کنگره چه میتوانند بکنند؟
 من از کنگره می‌خواهم تا به تغییرات در ایران کمک کند. اولین کمک موافقت با اختصاص 75 میلیون دلار به مبارزات مردم ایران است. این مبالغ و همچنین 10 میلیون دلار دیگر صرف حمایت از آزادی و دمکراسی در ایران خواهد شد. مبلغ 55 میلیون دلار باید صرف ارتباط با مردم ایران شود. ما به توسعه برنامه تلویزیونی و رادیویی به زبان فارسی اقدام خواهیم کرد و از تکنولوزی‌های جدید در این راه بهره خواهیم گرفت. 

در کنار همه اینها اجاره بدهید برنامه‌های خانم رایس را باطلاع برسانم.
میدانید که ما سه دهه است که با ایران ارتباطی نداشته ایم و هیچ سرویس خارجی را برای ارتباط با ایرانیها تربیت نکرده ایم. ما هیچ افسر دیپلماتیک برای سخن گفتن به فارسی تربیت نکرده ایم. لدا ما دچار ناتوانی در روبرویی با چالش‌های ایران شده‌ایم.

به همین منظور دفتر مخصوص ایران را در حوزه خاور نزدیک و شمال افریقا تاسیس کرده ایم و تعداد قابل توجهی دیپلمات را مامور بررسی همه جانبه ایران کرده ایم و ماموریت‌های جدیدی در ارتباط با دمکراسی و حقوق بشر و مسایل کارگری در این دفتر ایجاد کرده ایم.

ما در تابستان دفتر مجهزی در کنسولگری امریکا در دوبی تاسیس خواهیم کرد تا به دقت ایران را زیر نظر بگیریم. ما شروع به آموزش فارسی به دیپلمات‌های خود کرده ایم و در حال تربیت دیپلمات‌های جدیدی هستیم که با فرهنگ و تاریخ ایران آشنا شوند. تصمیمی برای بازگشایی سفارت خود در تهران به این زودی نداریم، اما تعداد بیشتر را برای نظارت بر ایران در نظر گرفته و گمارده ایم. راه سختی در پیش است، اما یقین دارم که قادریم این راه را در کوتاهترین مدت طی کنیم.

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 12:46  توسط War Correspondent  | 

در پی گزارش پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد، اظهارنظرهای گسترده و متفاوت طرف های درگير در اين پرونده همچنان ادامه دارد.

در تازه ترين اظهار نظر، جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا گفته است برنامه هسته ای جمهوری اسلامی مايه نگرانی و خطر برای امنيت ملی آمريکاست.

با وجود اين، وی می گويد که هنوز خواهان آن است که راه حلی ديپلماتيک برای حل مساله پيدا شود.

پيشتر خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، امکان اعمال تحريم ها عليه جمهوری اسلامی از سوی شورای امنيت سازمان ملل متحد را منتفی ندانسته، اما در عين حال تاکيد کرده بود که هنوز زمان برای ديپلماسی و يافتن راه حلی سياسی درباره بحران هسته ای ايران وجود دارد.


وی که برای شرکت در نشست وزيران امور خارجه کشورهای عضو اتحاديه اروپا به شهر سالزبورگ اتريش سفر کرده، در گفت و گويی با روزنامه اتريشی "استاندارد" گفت که اروپا قصد ندارد مردم ايران را هدف قرار دهد.

آقای سولانا گفت بايد منتظر ماند و ديد شورای امنيت چه اقدامی انجام خواهد داد، بايد همه گزينه ها را در نظر گرفت.

با اين حال، وی تاکيد کرد که امکان تحريم ها را نبايد ناديده گرفت، هرچند اين مساله به نوع تحريم ها بستگی دارد و اروپا قطعا نمی خواهد که مردم ايران تحت تاثير آن قرار گيرند.

اميد به راه حلی ديپلماتيک
جک استرا، وزير امور خارجه بريتانيا نيز که در سالزبورگ به سر می برد، در همين زمينه گفت که وی هنوز اميدوار است که راه حلی ديپلماتيک برای بحران هسته ای ايران پيدا شود.

آقای استرا گفت که هدف از فرستادن اين موضوع به شورای امنيت اين است که اقتدار آژانس بين المللی انرژی اتمی تجديد شود.

به گفته وی، اگر چه زمان به سرعت سپری می شود و فرصتی اندک باقی است، اما همچنان بايد اميدوار بود که موضوع از طريق رايزنی های ديپلماتيک حل و فصل شود.

فيليپ دوست بلازی، وزير امور خارجه فرانسه نيز پيش از سفر به اتريش همچون همتای بريتانيايی خود سخن از آن گفت که به رغم ارسال پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد، هنوز هم امکان ادامه مذاکرات با جمهوری اسلامی وجود دارد.

وی گفت فرانسه حق ايران برای برخورداری از انرژی هسته ای صلح آميز را به رسميت می شناسد، اما اين کشور بايد هر چه زودتر، غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.

وزير امور خارجه فرانسه تاکيد کرد که ارسال پرونده ايران به شورای امنيت اقدامی سياسی است که به منظور افزايش تضمين های اجرايی قطعنامه های آژانس بين المللی انرژی اتمی صورت گرفته است.

دوست بلازی گفت:"هدف ما سياسی است و به دنبال مجازات ايران نيستيم."

به رغم تاکيد مقامات بلند پايه اتحاديه اروپا بر اميدواری به وجود امکان ادامه مذاکرات، هيچ اشاره ای به چگونگی تحقق اين اميد صورت نگرفته است.

پيشنهاد و انتقاد روسيه
از سوی ديگر، سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه خواستار نشستی بين المللی برای يافتن راه برون رفتی از بن بست فعلی شده است.

وی پيشنهاد کرده که نشستی با شرکت روسيه، چين، اتحاديه اروپا و آمريکا برگزار شود تا راه حلی برای مديريت بحران پيش آمده، بدون نياز به اقدام شورای امنيت بيابد.

آقای لاوروف اظهار داشته سه کشور اروپايی، چين و روسيه برای چنين نشستی آماده اند و وی مطمئن است که آمريکا نيز در اين نشست شرکت خواهد کرد.

وزير امور خارجه روسيه در عين حال از رهبری جمهوری اسلامی انتقاد کرده و گفته است که بن بست پديد آمده نتيجه تصميمات آنان است و روسيه نمی تواند از چنين موضعی حمايت کند.

از سوی ديگر، تارو آسو، وزير امور خارجه ژاپن، که کشورش در حال حاضر يکی از اعضای شورای امنيت سازمان ملل متحد است، گفته که هنوز فرصت گفت و گو بين جامعه جهانی و ايران برای حل بحران اتمی وجود دارد.

'از تهديد نمی ترسيم'
رهبران جمهوری اسلامی، در نخستين واکنش ها به ارسال پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت تاکيد کرده اند که به تلاش خود برای دستيابی به فن آوری های پيشرفته از جمله انرژی هسته ای ادامه خواهند داد.

احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، نيز روز جمعه 10 مارس، در خطبه های نماز جمعه تهران تاکيد کرده است که ملت ايران به قدرت خداوند متکی است و تهديد شورای امنيت نمی تواند آنها را بترساند.

وی گفت:" خدايی که در مدت 27 سال انقلاب اسلامی پشتيبان ملت ايران بوده و هرگونه توطئه ای را از مردم ايران دور کرده، از ملت ايران محافظت می کند و نبايد از تهديد دشمنان هراسی به دل راه داد."

آزمون واقعی
در اين ميان و درحالی که اعضای دائمی شورای امنيت سازمان ملل متحد روز جمعه مساله ايران را پشت درهای بسته به بحث خواهند گذاشت، جان بولتون، سفير آمريکا در سازمان ملل گفته است که مساله برنامه اتمی ايران آزمونی واقعی برای شورای امنيت است.

جان بولتون، که شخصيتی تندرو تلقی می شود و همواره مواضع سختی عليه ايران اتخاذ کرده، همچنين بار ديگر اين موضع دولت آمريکا را تکرار کرد که کشورش هرگز هيچ گزينه ای، از جمله گزينه نظامی، را در قبال ايران مردود نمی داند.

منبع: BBC

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 12:24  توسط War Correspondent  | 

روزنامه ساندی تایمزنوشت: نيروهاي ويژه(کماندو) ارتش اسراييل براي شناسايي محل دقيق سايت هايي که ايران در آن ها غني سازي اورانيوم را دنبال مي کند در داخل خاک ايران فعال شده اند

ساندي تايمز مدعی شده تيمي از اعضاي نيروهاي ويژه ارتش اسراييل در شمال عراق استقرار يافته و از پشتيباني کامل آمريکايي ها برخوردار هستند. لازم به ذکراست چندی پیش برخی سایتهای خبری از حضور واحدهايي از نيروهاي دلتای ( ويژه) ارتش آمريکا و عوامل سيا در خاک ايران شده بودندکه این اخبارازسوی مقامات نظامی وامنیتی کشورتکذیب شد. البته با توجه به هوشیاری نیروهای امنیتی ونظامی ایران بعیداست کماندوهای اسرائیلی جرات حضوردرایران راپیداکنند.

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 11:49  توسط War Correspondent  | 

با طرح پرونده ايران در شورای امنيت سازمان ملل متحد و خصمانه تر شدن لحن مقام های آمريکا عليه ايران طی چند روز گذشته اين نگرانی به وجود آمده است که کاخ سفيد مشغول برنامه ريزی برای اقدامات شديدتری عليه ايران است.

کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا، ايران را جدی ترين چالش پيش روی کاخ سفيد خواند. ديک چنی معاون رئيس جمهور آمريکا خبر از عواقب جدی عليه ايران داد و جان بولتون سفير آمريکا در سازمان ملل نسبت به تبعات دردناک برای ايران هشدار داد.

در همين حال مقام های ايرانی نيز متقابلا هشدار داده اند که آمريکا نيز آسيب پذير بوده و بهتر است مراقب اقدامات خود باشد.

به گفته کارشناسان، فقدان ثبات استراتژيک در منطقه خاورميانه و نيز لحن خصمانه مقام های ايران و آمريکا عليه يکديگر ممکن است دو کشور و يا حتی منطقه را در اثر يک اشتباه محاسباتی و بطور ناخواسته وارد معرکه جنگ نمايد.

"ابهام حساب شده"

جيمز راسل، استاد امنيت ملی دانشگاه نيروی دريايی آمريکا، می گويد که اظهارات مبهم اما محاسبه شده برخی مقام های آمريکايی شرايط حساسی را به وجود آورده است بطوریکه طی آن گروه های درگير يعنی ايران، آمريکا، اسرائيل و حتی کشورهای حوزه خليج فارس که ميزبان نيروهای آمريکايی هستند در مقابل بروز يک فاجعه، متعاقب يک اتفاق و يا يک اشتباه محاسباتی، بسيار آسيب پذير هستند.

او می گويد: "از انقلاب ۱۹۷۹به اين سو، ايرانيان از گروه های مختلف برای حمله به آمريکا استفاده کرده اند. انفجار ۱۹۹۶ در الخبر به گروه های لبنانی که از حمايت ايران برخوردارند منسوب است. در جريان حمله به پايگاه آمريکا در لبنان در ۱۹۸۳ گفته می شود که ايران دخالت داشته است. هنگاميکه گروه های غيردولتی در بحران ها درگير می شوند اوضاع بسيار خطرناک می شود. اين يکی از مکانيزم های آغاز يک جنگ وسيع است. اگر نگاه کنيد به حضور نيروی دريايی دو کشور، می بينيد که آنها در آب های يک منطقه مشغول کشتيرانی دايم هستند. می بينيد که چقدر امکان اينکه اشتباه يک افسر نيروی دريایی به يک درگيری جدی بيانجامد وجود دارد. موارد مختلفی نظير اين وجود دارند که ايران و آمريکا در اثر يک اشتباه محاسباتی می توانند به يک درگيری بزرگ کشيده شوند."

اهمیت حیاتی کانالهای ارتباطی

آقای راسل با تاکيد بر اينکه تنها نظرات شخصی خود را بيان می کند و نه ديدگاه دولت آمريکا را، گفت که کشورهايی که در آستانه بحران قرار دارند به منظور مديريت اين بحران و جلوگيری از بروز يک فاجعه نياز به کانالهای ارتباطی خاصی دارند.

به گفته او آمريکا و شوروی سابق بيش از ۵۰ سال با يکديگر درگير جنگ سرد بودند اما هرگز تماس های خود را قطع نکردند.

وی اهرم های ايران در عراق را بسيار مهم می داند و درباره اتفاق نظر بسياری از رسانه های آمريکا می گويد: "آمريکا به عراق حمله کرد و ايران برنده شد. البته اين نظر من نيست. اما بازيگران اصلی سياسی در عراق از روابط بسيار نزديکی با ايران برخوردار هستند. البته اين اشتباه است اگر تصور کنيم عراق به يک دولت اقماری ايران تبديل می شود. اما در هر حال اين هم يکی ديگر از نقاط حساس و خطرناک در روابط ايران و آمريکا تلقی می شود. بخصوص که ايران و آمريکا حاضر به گفتگو با يکديگر نيستند مگر از طريق روزنامه ها و يا سخنرانی ها. از ديد من، اين وضعيت بسيار خطرناکی است."

نقش رهبر ایران

جورج پرکوويچ کارشناس مسائل اتمی و معاون موسسه صلح بين المللی کارنگی در واشنگتن نيز نسبت به خارج شدن اوضاع از کنترل نگران است: "حکومت ايران منزوی است و ممکن است مرتکب چند اشتباه بزرگ شود و يک بحران جدی به وجود آيد. مگر آنکه رهبر ايران وارد معرکه شده و از وقوع يک بحران جلوگيری کند. در غير اينصورت ما ممکن است با يک بحران مواجه شويم."

او درباره احتمال تهاجم نظامی آمريکا به ايران می گويد: "جنگ همه جانبه ای در کار نخواهد بود. ايالات متحده آنقدر احمق نيست. آنها می دانند که نمی توانند با ايران جنگ زمينی داشته باشند. اما اين احتمال وجود دارد که به خاطر لحن خصمانه دوطرف، بحران بسيار جدی تری به وجود آيد که به صدمه به مردم بيانجامد."

آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، پس از گزارش پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد گفت که اگر امروز ملت و دولت ايران از حق خود درباره انرژی هسته‌ ای عقب نشينی کنند، ماجرا پايان نمی يابد و آمريکايی‌ ها بهانه ديگری می تراشند.

اما آقای پرکوويچ می گويد: "آنها اشتباه می کنند. اگر ايران به درخواستهای اروپايی ها عمل کرده بود اين آمريکا بود که در دنيا منزوی می شد. اتفاقی که افتاد اين بود که ايران با اقدامات خود، خود را منزوی کرد."

"مشابهت بولتون و احمدی نژاد"

وی درباره اختلاف نظرهای موجود در حکومت آمريکا درباره نحوه برخورد با ايران می گويد همانگونه که در ايران درباره برخورد با آمريکا اختلاف نظر هست، در آمريکا هم درباره نحوه برخورد با ايران ديدگاه های گوناگونی وجود دارد.

"جان بولتون مثل محمود احمدی نژاد است. اما همانطور که افراد باهوش تری در ايران هستند، افراد باهوشتری نیز در آمريکا هستند. مسئله اين است که چگونه افراد خردمند بتوانند نفوذ بيشتری برای حل اين مسئله پيدا کنند."

کارشناسانی که در گذشته بحث مذاکره ايران و آمريکا را برای بهبود روابط بين دو کشور مطرح می کردند امروز هم توصيه مشابهی دارند اما اين بار نه برای از سرگيری روابط ديپلماتيک بلکه برای مديريت بحران به وجود آمده بين دو کشور که ممکن است طی چند ماه آينده وارد مراحل جدی تری شود.

منبع: ‌‌BBC
پرویز کامیاب
دفتر بخش فارسی بی بی سی در واشنگتن

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 10:52  توسط War Correspondent  | 

مجله بريتانيايی اکونوميست طرح روی جلد اين هفته خود را به کاريکاتوری از جورج بوش رئيس جمهور آمريکا اختصاص داده که روی بمب اتمی نشسته و صحنه ای از فيلم معروف دکتر استرنجلاو را به خاطر می آورد که خلبان بمب افکن بی 52 آمريکايی پس از آنکه سرانجام موفق می شود نقص فنی هواپيمای خود را رفع کند و بمب اتمی را برای فرو افتادن بر خاک شوروی رها سازد خود نيز در حالی که فرياد می زند و کلاه گاوچرانی اش را تکان می دهد سوار بر بمب، نخستين قربانی جنگ جهانی سوم می شود.

اين کاريکاتور همان گونه که در سرمقاله اکونوميست هم آمده، انتقادی است بر توافق اخير جورج بوش با نخست وزير هند برای همکاری اتمی ميان اين دو قدرت هسته ای.

اکونوميست اعتقاد دارد که اين همکاری کمکی به خلع سلاح قدرتهای هسته ای جهان نمی کند و قماری است که در آن جورج بوش، روی هند به عنوان بازيگری عمده در آينده جهان شرط بسته است.

اين هفته نامه مقاله ای در مورد فرستاده شدن پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد نيز دارد و نويسنده مقاله معتقد است که کشانده شدن ايران به شورای امنيت، موضوع تدافعی اين کشور را در قبال فعاليت اتمی اش مستحکمتر می سازد.

آن گونه که در اين مقاله آمده، مشخص نيست شورای امنيت کاری بيش از آنچه تاکنون در قبال ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی انجام شده است پيش ببرد.

همچنين در اين مقاله پيش بينی شده است که روند افزايش فشار بر ايران در شورای امنيت، به آهستگی و کندی پيش برود.

روندی که اکونوميست برای ادامه ماجرای اتمی ايران در شورای امنيت پيش بينی کرده اين است که ابتدا، رئيس شورای امنيت بيانيه ای صادر کند و ايران را به دليل آنچه سرپيچی از تعهداتش می داند بازخواست کند.

آن گونه که اين هفته نامه پيش بينی کرده، يکی دو ماه بعد قطعنامه ای در شورای امنيت صادر می شود که برای ايران ضرب الاجلی جهت عمل کردن به خواسته های آژانس بين المللی انرژی اتمی در نظر می گيرد.

به نوشته اکونوميست، آمريکا و متحدان اروپايی اش در شورای امنيت خواهان اينند که اين قطعنامه بر مبنای بند هفتم منشور ملل متحد تنظيم شود و توقف غنی سازی اورانيوم و همکاری با بازرسان آژانس را برای ايران لازم الاجرا کند اما روسيه و چين به عنوان دو عضو دائم و دارای حق وتو در شورای امنيت با چنين لحنی نسبت به ايران موافق نيستند.

اما اگر ايران همچنان بر موضع خود پافشاری کند چه؟
پاسخ اکونوميست به اين پرسش با استناد به منابع ديپلماتيک اين است که در قطعنامه های بعدی شورای امنيت عليه ايران، روند تدريجی تحريم در نظر گرفته خواهد شد اما به گونه ای که تحريم، حکومت اين کشور را هدف قرار دهد نه مردم ايران را.

اين هفته نامه در پايان می نويسد اگرچه همه طرفهای درگير در مسئله هسته ای ايران اصرار دارند که باب مذاکرات گشوده بماند، ايران هيچ نشانه ای از اينکه بخواهد اسباب و وسائل اتمی اش را کنار بگذارد و از اين باب بگذرد بروز نمی دهد.

منبع: BBC

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 10:32  توسط War Correspondent  | 

 

با نزديک شدن موعد تصميم شوراى امنيت در مورد ايران، نبرد لفظی و تهديدات دو طرفه ميان رهبران ايران و کابينه‌ی جورج بوش بالا گرفته است. اين هفته در گفته‌هاى مختلف مقامات آمريکايى و اسراييلى تهديد به حمله‌ی نظامى به عنوان يکى از گزينه‌ها بار ديگر مورد تأکيد قرار گرفت.

روز گذشته آقاى جان بولتون سفير آمريکا در سازمان ملل متحد تهديد کرد چنانچه شوراى امنيت در مورد ايران سخت‌گيرى نکند و ايران دنباله‌ی فعاليت‌هاى هسته‌اى خودرا را پى بگيرد، آمريکا  گام بعدى را عليه ايران در نظر خواهد گرفت. اين گام به احتمال زياد مستقل از سازمان ملل برداشته خواهد شد. خواست کابينه‌ی بوش هم اکنون اين است که در بيانيه‌ی شوراى امنيت نوعى تهديد نظامى قيد شود. 

اين در حالى است که بنا به نوشته‌ی «جروزالم پُست» ، ژنرال "موشه يعلون" رييس سابق نيروى دفاع اسرائيل در يك سخنرانى  اين هفته در شهر واشنگتن در باره‌ی حمله‌ی احتمالى اسرائيل به تأسيسات ايران با جزييات مفصلى صحبت کرد.

ژنرال يعلون، که در حال حاضر کارشناس مهمان در «انستيتوى واشنگتن براى سياست خاور نزديک» است، اظهار داشت که اقدام نظامى عليه ايران نه تنها توسط نيروى هوايى اسراييل و آمريکا، بلکه همچنين با همکارى اروپا بايد صورت بگيرد و بهترين موقع براى آن زمانى است که ايران نخست از لحاظ اقتصادى و سياسى در دنيا منزوى شده باشد. بنا به عقيده‌ی ژنرال يعلون، ايران ظرف شش تا هجده ماه مى‌تواند دانش هسته‌اى لازم را کسب کند و ظرف سه تا پنج سال قادر است بمب هسته‌اى بسازد.

ژنرال يعلون در سخنرانى سه‌شنبه‌ی خود که در ستاد فکرى محافظه‌کار «انستيتوى هادسن» ايراد شد، گفت، «چنانچه ايران در واکنش به حمله‌ی نظامى، شهرهاى اسراييل را هدف موشک‌هاى شهابِ خود قرار دهد، يا حزب‌الله لبنان و حماس در فلسطين را مجبور کند که به داخل اسراييل موشک بفرستند، اسراييل مى‌تواند با سيستم‌هاى ضدموشکى از خود دفاع کند. او گفت: «حمله‌ی اسراييل بسيار دقيق خواهد بود، درست همانند قتل هدف‌گيرى شده، همان طور که ما يک تروريست منفرد را هدف قرار مى‌دهيم، مى‌توانيم يک مرکز هسته‌اى را هم بزنيم بدون اينکه به اطراف آن يا مردم عادى صدمه‌اى وارد شود.»

در برابر اين گونه تهديدها رهبر ايران آيت‌الله خامنه‌اى، ديروز خطاب به اعضاى کابينه‌ی احمدى‌نژاد گفت از موضع خود عقب ننشينند زيرا به گفته‌ی او حتا اگر ايران به رأى شوراى امنيت تن در دهد آمريکا باز هم بهانه‌ی ديگرى پيدا خواهد کرد که هدف خودش را دائر بر تغيير رژيم در ايران پى بگيرد. وزير امور خارجه‌ی آمريکا در گزارشى به کنگره‌ی اين کشور،  ايران را «بانکدار مرکزى» تروريسم در خاورميانه خطاب کرد که مانع اصلى بر سر راه استقرار دموکراسى در اين منطقه مى‌باشد.

يکى از کارشناسان آمريکايى به نام مارتين اينديک که در کابينه‌ی بيل کلينتون عضو شوراى امنيت ملی و نيز سفير آمريکا در اسراييل بوده، امروز در مصاحبه‌اى با شبکه‌ی ABC در استراليا در پاسخ به اين سوآل که آيا آمريکا واقعاً مى‌تواند از گزينه‌ی نظامى استفاده کند گفت: «البته که اين گزينه وجود دارد. اما با توجه به وجود ۳۷ مرکز حفاظت شده‌ی تأسيسات هسته‌اى ايران، اين انتخاب آسانى نخواهد بود. مردم عادى و غير نظامى نيز هدف قرار خواهند گرفت.» آقاى اينديک گفت ايران نيز در مقابل مى‌تواند در عراق چنان جنگ فرقه‌اى به راه اندازد که تلفاتِ روزمره‌ی کنونى در مقايسه با آن «مثل پيک نيک به نظر خواهد رسيد!»

عبدى کلانترى، گزارشگر صداى آلمان در نيويورك 

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 10:27  توسط War Correspondent  | 

شيپورهاي جنگ و پاسخ اروپا و آمريکا به آن

مارچلا اميلياني
ديروز، بطور همزمان، سه شيپور جنگ به صدا در آمد. در ليبي، سرهنگ قذافي موجود غير قابل پيش بيني، با قرار دادن کاريکاتورهاي شيطاني و تي شرت جهنمي در يک مجموعه، بار ديگر غرامت تاريخي اش را بابت خسارت هاي ايتاليا در زمان استعمار ليبي، به اين کشور وارد کرده بود، طلب کرد و پنجشنبه شب اعلام کرد: "وزير ايتاليايي که با لحن نژاد پرستانه صحبت مي کند، خواستار جنگ صليبي و استعمارگري عقب مانده است."

در مسکو هم خالد مشعل، رهبر حماس، اعلام کرد که دولت اسرائيل را به رسميت نمي شناسد و به طور همزمان ضلع سوم اين مثلث يعني ايران احمدي نژاد، بعد از شکست مذاکرات وين که بين هيئت ايراني و سه کشور اروپايي انگليس و فرانسه و آلمان انجام شده بود و درست قبل از جلسه روز دوشنبه شوراي حکام که درباره ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد تصميم گيري مي کند، اعلام کرد که به غني سازي اورانيوم ادامه خواهد داد.

در عين حال جورج بوش بعد از امضاي يک قرارداد تاريخي با هند که به موجب آن آمريکايي ها فن آوري هسته اي را به منظور فعاليت هاي صلح آميز، در اختيار بزرگترين دموکراسي دنيا مي گذارند، وارد پاکستان شد.

سوال اينجاست که آيا ما براستي روي لبه پرتگاهي ايستاده ايم و دائما توسط يک رهبر شرور يا يک حزب شرور يا يک حکومت شرور تهديد مي شويم؟ آيا حمله اي درکار است و اگر موفق شويم تهديد هايي که از سوي ليبي و حماس و حکومت ايران که با لحني قلدرمآبانه با ما طرف مي شوند را به شکل يک سووال مطرح کنيم، آيا اروپا و آمريکا مي توانند به اين تهديد ها پاسخي بجا بدهند؟

قذافي همانطور که گفته مي شود، همه چيز است و هيچ نيست، اما در دوران طولاني حکومتش، هميشه وقتي بايد با مخالفانش کنار بيايد و مردم را به خيابان ها بکشاند، ايتاليا را قرباني مي کند. در مورد قذافي ما خوب مي دانيم که بايد آرامش خود را حفظ کنيم و هر اتهامي را که از تريپولي مي رسد، با گفتگو و تساهل پاسخ دهيم، چون نه ايتاليا مي تواند اقدامي جدي درمورد ليبي انجام بدهد و نه ليبي مي تواند در مقابل ايتاليا بايستد، چراکه ليبي در جهان اسلام و عرب، يک کشور آفريقايي دور افتاده محسوب مي شود.

درمورد خالد مشعل هم که اولين سفر خارجي اش را بعنوان رهبر پيروز حزب حماس انجام مي داد، نبايد انتظاري غير از آنچه در مسکو رفتار کرد، داشت. حماس فعلا در مرحله اي است که بايد توسط دولتمردان کشورهاي ديگر که آن را گياهي نوشکفته و در حال رشد مي دانند، جدي گرفته شود و سفر روسيه اولين قدم آنها براي مطرح شدن در صحنه بين المللي بود. اما همانطور که سرگئي لارکف، وزير امور خارجه روسيه معتقد است، حماس آماده است تا يک سال ديگر با اسرائيل وارد آتش بس بشود و اگر دولت اسرائيل از زمين هايي که بعد از سال 67 به سرزمين هاي اشغالي معروف است، بيرون برود، حماس در شرايط پذيرش دولت اسرائيل قرار مي گيرد.

اگر حزب کاديماي شارون در انتخابات 28 مارس پيروز شود، فرضيه خروج يکطرفه اسرائيلي ها از کرانه باختري رود اردن به حقيقت مي پيوندد و آنچه حماس از آن وحشت دارد يک عمل يک طرفه ديگر از سوي اسرائيلي ها ست که فرهنگ سياسي حکومت حماس را زير سووال برده و يک جنگ داخلي را در فلسطين دامن مي زند.

و اما ايران که قصد دارد تا آخرين ورق بازي اتمي خود را ادامه دهد و حتي به طور ضمني اعلام کرده است که چطور آمريکايي ها به کشور هند که حتي پيمان منع گسترش سلاح اتمي را امضا نکرده است، در فن آوري انرژي اتمي به منظور استفاده صلح آميز کمک خواهد کرد و چرا چنين رفتاري با حکومت آيت الله ها نمي شود؟ مسلم است، اين انتخاب آمريکا کاملا سياسي است. واشنگتن به هندي ها اعتماد دارد و نه به احمدي نژاد و همدستان عمامه به سرش، بعلاوه آمريکا در پي ايجاد يک شبکه قوي در گفتگو با هند و پاکستان است که قبل از اعلام آژانس بين المللي انرژي اتمي، ايران را در آسيا منزوي کند.

به روايتي ديگر، اگر غرب به راه حل هاي واقعي سياسي و نه تهديد به جنگ بيانديشد، و اگر اروپا بتواند با کشورهاي حاشيه آتلانتيک به يک زبان مشترک برسد تا به واسطه آن به حکومت هايي که مشروعيت و عدم مشروعت دولت هاي ديگر را زير سووال مي برند، پاسخ بدهد، ديگر حکومت کشورهايي مثل ليبي و فلسطين و ايران، نمي توانند ملت هايشان را با خطر جنگ و تحريم هاي اقتصادي مواجه کنند.

منبع: ايل مساجرو

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1384ساعت 12:6  توسط War Correspondent  | 

تأسيساتي که بمباران خواهند شد


مراکز، معادن و تأسيساتي که مي توانند آماج حملات هوايي قرار گيرند به شرح زير هستند:

1- ساغند: معدن اورانيوم کشف شده در سال 1985. بهره برداري از اين معدن امسال آغاز خواهد شد. استخراج سالانه از آن 120،000 تن سنگ معدن برآورد مي شود که از اين مقدار 50 تا 60 تن اورانيوم به دست خواهد آمد.

2- اردکان: تأسيسات خردکن سنگ اورانيوم. سنگ معدن در اين مرکز به کنسانتره اورانيوم تبديل مي شود که آن را "کيک زرد" مي نامند.

3- گهين: معدن و تأسيسات خردکن که سالانه 24 تن "کيک زرد" توليد مي کند.

4- اصفهان: مرکز تبديل – ناخالصي هاي کيک زرد گرفته شده و آن را به هگزا فلوئور اورانيوم و سپس به اکسيد اورانيوم تبديل مي کنند.

5- نطنز: مرکز غني سازي – گزارش ساندي تلگراف حاکي از اين است که ساختمان هاي جديدي در اين سايت ساخته شده که مي توانند جهت غني سازي اورانيوم نظامي به کارآيند.

6- تهران: تأسيسات غني سازي آن به همراه آزمايشگاههاي تحقيقاتي و تأسيسات الکترونيکي کلايه تخريب شده است. رآکتور پژوهشي و تأسيسات نگهداري زباله هاي راديواکتيو هنوز عملياتي هستند.

7- بوشهر: يک رآکتور آب سبک ساخت روسيه که بايد امسال راه اندازي شود. اين مرکز مي تواند پلوتونيوم نظامي توليد کند.

8- اراک: رآکتور پژوهشي آب سنگين – بيشتر جهت توليد پلوتونيوم نظامي طراحي و نصب شده است.

9- انارک: سايت نگهداري و انبار زباله هاي اتمي.

منبع: کوريه انترناسيونال
مترجم: علي جواهرفروش

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1384ساعت 11:35  توسط War Correspondent  |