تبليغاتX
IRAN ATTACK

IRAN ATTACK

اخبار و گزارشهای لحظه به لحظه حمله آمریکا به ایران

يك روزنامه اسرائیلی امروز افشا كرد،‌ اسرائيل پيشاپيش در حال مذاكره با اعضاي اتحاديه اروپا و آمريكا است تا چارچوب تحريم‌ها عليه ايران و برنامه هسته‌اي آن مشخص شود.

روزنامه "هاآرتص" در شماره امروز خود در اين باره گزارش داد،‌ هدف از اين مذاكرات اين است كه چارچوب آماده‌اي براي موقعي وجود داشته باشد كه تصميم به ارجاع پرونده هسته‌اي تهران به شوراي امنيت سازمان ملل گرفته شود.


      اين روزنامه نوشت: «بنا بر دستورالعمل كميته متشكل از وزرا درباره برنامه هسته‌‌اي ايران كه به رياست "ماير داگان" رئيس سازمان جاسوسي اسرائيل "موساد" تشكيل شده است،‌ نهادهاي غيرنظامي و نظامي اسرائيل طرحي را براي تحريم‌هاي ديپلماتيك و اقتصادي عليه ايران پيشنهاد داده‌اند.»
به نوشته هاآرتص، اين طرح‌ها در دو ماه گذشته به دست مقامات آمريكايي و اروپايي رسيده است.
اين طرح شامل تحريم‌هاي نفتي، تحريم تيم ملي فوتبال ايران براي حضور در جام جهاني آلمان، عدم ارايه ويزا به محمود احمدي‌نژادو مقامات ايراني دخيل در برنامه هسته‌اي ايران،‌ توقف همكاري فني با سازمان انرژي اتمي ايران و محدوديت براي فرود هواپيماهاي مسافربري ايراني است.

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 13:47  توسط War Correspondent  | 

در حالي‌كه اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل به اضافه آلمان ،‌ در نشست لندن نتوانستند به اتفاق‌نظر درباره برنامه هسته‌اي ايران برسند، وزير امورخارجه فرانسه با حضور در مجلس اين كشور گفت:« به دنبال اتحاد جامعه بين المللي درباره پرونده هسته‌اي ايران هستيم.»

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از پاريس، فيليپ دوست بلازي، وزير امورخارجه فرانسه امروز، در آستانه سفر خود به روسيه در مجلس فرانسه حاضر شد و در سخناني درباره مسئله هسته‌اي ايران گفت: «فرانسه تمام تلاش خود را به كار خواهد بست تا مطمئن شود جامعه بين‌المللي به خاطر اعتبار سيستم جهاني عدم گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي، و مهم‌تر از همه به خاطر ثبات منطقه‌اي، متحد شود.»

اين در حالي است كه پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل شامل آمريكا، انگليس، فرانسه، چين و روسيه به اضافه آلمان در نشست ديروز خود در لندن نتوانستند به اجماع درباره ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت، دست پيدا كنند.

در شرايطي كه مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي دو روز پيش در مصاحبه با هفته‌نامه آمريكايي نيوزويك تاييد كرد، اين آژانس مدرك يا نشانه‌اي در دست ندارد كه نشان دهد جمهوري اسلامي ايران داراي برنامه‌ جداگانه تسليحات هسته‌اي است، وزير امورخارجه فرانسه در مجلس اين كشور مدعي شد: « با از سرگيري اين فعاليت‌هاي هسته‌اي خطرناك، من معتقدم هيچ برنامه هسته‌اي غيرنظامي وجود ندارد كه بتواند اين فعاليت‌هاي خطرناك هسته‌اي را توجيه كند.»

در حالي كه دوست بلازي قرار است فردا به روسيه سفر و با همتاي روس خود ديدار كند، وزارت امورخارجه فرانسه اعلام كرده است مذاكره درباره برنامه هسته‌اي ايران از موضوعات اصلي گفتگوي دوست بلازي با همتاي روس خود خواهد بود.

سخنگوي وزارت امورخارجه فرانسه امروز با اشاره به آنكه سفر دو روزه دوست بلازي به روسيه از قبل برنامه ريزي شده بود، گفت: «روسيه نقش بسيار فعالي در مذاكرات داشته و نقش اين كشور بسيار مهم است.» 

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 13:43  توسط War Correspondent  | 

 فرمانده کل سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می درباره هرگونه تهدید نظامی بر ضد جمهوری اسلا‌می ایران به رژیم صهیونیستی هشدار داد. وی گفت: اگر رژیم صهیونیستی و دشمنان ملت ایران فکر احمقانه حمله به تاسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را اجرا کنند، هیچ نقطه‌ای از سرزمینهای اشغالی این رژیم‌,روی امنیت را نخواهد دید.

  سردار سرلشکر سید یحیی رحیم صفوی‌، استفاده آمریکا و رژیم صهیونیستی از گزینه نظامی را در شرایط سیاسی‌، اقتصادی و نظامی کنونی منطقه بعید دانست و افزود: سپاه پاسداران همانند دیگر نیروهای مسلح در عین حال در برابر هرگونه تهدید نظامی آمادگی کامل دارد و براساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی‌, پاسخ ما قدرتمندانه خواهد بود.

وی گفت: آمریکا و رژیم صهیونیستی در وضعی نیستند که تاسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای ایران را که دانشمندان جوان ملت ما با تلا‌ش و اراده خود بوجود آورده‌اند تهدید کنند.

سرلشکر صفوی بر وجود امنیت پایدار در 6700 کیلومتر مرز زمینی و دریایی ایران تاکید کرد.

منبع: آفتاب نیوز

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 13:34  توسط War Correspondent  | 

نمايندگان پنج عضو دائمي شوراي امنيت سازمان ملل متحد: آمريكا، روسيه، فرانسه، بريتانيا و چين و نيز با حضور نماينده آلمان، روز دوشنبه در لندن ديدار كردند و در مورد ازسرگيري بخش جنجال برانگيز فعاليت هاي هسته اي ايران ابراز نگراني عميق كردند. اين نمايندگان بار ديگر ايران را فراخواندند كه همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم خود را بي درنگ به حال تعليق درآورد، اما روسيه ظاهرا همه طرف هاي مذاكره را فراخوانده در مورد ايران با احتياط عمل كنند. روسيه گفته است هنوز اين احتمال وجود دارد كه ايران پيشنهاد روسيه را بپذيرد. همان پيشنهادي كه بر اساس آن غني سازي اورانيوم ايران تا مرحله پيش نهايي غني سازي در ايران انجام مي شود، سپس به روسيه منتقل مي شود و در پايان سوخت هسته اي به ايران بازمي گردد. ظاهرا ايران از موضع روسيه خوشنود است و اين پيشنهاد را سازنده خوانده است. اما به جز ديپلماسي، تهديد نيز بي طرفدار نيست. اهود اولمرت كفيل نخست وزير اسرائيل روز سه شنبه گفت: اسرائيل يك ايران مسلح به سلاح اتمي را تحمل نخواهد كرد.

اهود اولمرت در اولين كنفرانس خبري خود پس از برعهده گرفتن مسئوليت نخست وزيري اسرائيل گفت: برنامه هسته اي ايران در صدر اولويت هاي كشورش قرار دارد. نخست وزير اسرائيل گفت: كشورش نمي تواند به كشورهايي كه به گفته او قصد دشمني دارند، اجازه دهد به سلاح هاي كشتار جمعي مجهز شوند.

  به گفته آقاي اولمرت اسرائيل، اتحاديه اروپا و آمريكا در تماس مستقيم هستند و در تلاشند براي مشكل برنامه هسته اي ايران راه حلي پيدا كنند. او به اسرائيلي ها قول داد سلاح هاي كشتار جمعي به دست كشورهايي كه مي توانند دنيا را تهديد كنند، نخواهد افتاد.

روز سه شنبه چند كارشناس اسرائيلي به روسيه سفر كردند تا مطمئن شوند مسكو از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد حمايت خواهد كرد. مقام هاي اسرائيلي ايران را بزرگترين تهديد امنيتي كشورشان مي دانند. آنها سخنان اخير محمود احمدي نژاد مبني بر حذف اسرائيل از نقشه جهان را دليل روشني از تهديدي كه ايران در منطقه اعمال مي كند، مي خوانند.

در همين حال مقام هاي ايراني مي گويند برنامه اتمي تهران تنها اهداف صلح آميز دارد و براي توليد برق است. هفته گذشته ايران تحقيقات هسته اي خود را از سر گرفت و جرقه اي براي واكنش شديد جامعه بين المللي شد.

 منبع: راديو فردا - مهديه جاويد 

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 10:58  توسط War Correspondent  | 

جنگ جهاني فردا، امروز در گرفته است

ني آل فرگوسن
آيا ما در سال هاي آغازين جنگ جهاني بعدي به سر مي بريم؟ ببينيم نگرش مورخ آينده نسبت به رويدادهاي اخير خاورميانه چه خواهد بود:

هر سال که از قرن بيست و يکم مي گذرد، بي ثباتي منطقه خليج فارس نيز بيشتر مي شود. همزمان با شروع سال 2006، تقريباً همه زمينه ها و بهانه هاي درگيري حتي بيشتر از جنگ هاي 1991 و 2003 مهيا است.

اولين عامل پيدايش جنگ، افزايش اهميت نسبي خاورميانه به عنوان منبع صادر کننده نفت است. به زودي نفت ساير کشورهاي نفتي جهان تمام خواهد شد، اما رشد اقتصادي آسيا باعث خواهد شد که تقاضاي جهاني براي واردات نفت به طرز چشمگيري افزايش يابد.

دومين عامل پيدايش جنگ، جمعيت است. در حالي که نرخ زاد و ولد کشورهاي اروپايي در دهه 1970 پايين تر از حد معمول بود، اما کاهش اين ميزان در جهان اسلام به مراتب بيشتر بود. در ايران نرخ بالاي مرگ و مير در طول جنگ ايران و عراق باعث شد نرخ زاد و ولد اين کشور به طرز چشمگيري افزايش يابد، به طوري که در دهه اول قرن جديد شاهد هستيم که بيش از دو پنجم جمعيت اين کشور زير 14 سال سن دارند. اين نسلي است که براي جنگ سال 2007 آماده خواهد شد.

سومين و يا شايد مهمترين عامل پيدايش جنگ، فرهنگي است. از سال 1979، نه تنها ايران، بلکه بخش اعظمي از جهان اسلام را موجي از شور مذهبي فرا گرفته است. اگرچه کشورهاي معدودي الگوي حکومت ديني ايران را دنبال کرده اند، اما سيستم هاي فئودال و نظاميان قدرتمندي که از دهه 1950 سياست اسلامي را تحت سلطه خود داشتند، ناگزير هستند به فشارهاي شديد مذهبي تن دهند.

تحت شرايط متفاوت، جلوگيري از برنامه سلاح هاي اتمي ايران مشکل نخواهد بود. اسرائيلي ها پيش از اين نشان داده اند که قابليت انجام حملات هوايي بازدارنده را دارند. نئومحافظه کاران آمريکا نيز خواستار انجام حملات مشابه عليه ايران در سال 2006 هستند. اما کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا به جرج بوش توصيه کرده است که ديپلماسي را پيشه خود کند.

آمريکايي ها نمي خواهند نيروهاي نظامي خود را در آنسوي مرزهاي آمريکا افزايش دهند، بر عکس خواستار آن هستند که آنها را کاهش دهند. اروپاييان نيز نمي خواهند شاهد گسترش سلاح هاي کشتار جمعي ايران باشند. با اين وجود، حتي اگر آزمايش هسته اي احمدي نژاد به طور زنده از شبکه سي ان ان پخش شود، اروپاييان مي گويند اين کار شگرد سازمان اطلاعات آمريکا [ سيا ] است.

بنابراين تاريخ مجدداً تکرار خواهد شد. همانند دهه 1930، سياست عوام فريبانه ضديهودي گري ايران باعث خواهد شد که اين کشور تعهدات خود نسبت به معاهدات بين المللي را نقض کند و آماده جنگ شود. غرب نيز که اکنون سياست تساهل و مدارا را در پيش گرفته است و مشوق هاي اقتصادي به ايران ارائه مي دهد که از سوي اين کشور مورد قبول واقع نمي شود، دست به دامن نهادهاي بين المللي مانند آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل خواهد شد. اما در اين ميان بايد سپاسگزار رأي وتوي چين بود که باعث خواهد شد سازمان ملل قطعنامه اي پوشالي تنظيم کند و تحريم هايي بي حاصل اعمال کند.

در حال حاضر که بحران هسته اي ايران به اوج خود رسيده است، تنها آريل شارون مي تواند بوش را براي حل بحران کنوني ترغيب کند که آن هم سکته کرده است. بنابراين، با وجود يک اسرائيل بدون رهبر، دست احمدي نژاد براي اقدام باز است.

اگر امروز بهاي ناچيز متوقف کردن اهداف هسته اي ايران پرداخته نشود، جهان فردا شاهد جنگ بزرگ خليج فارس خواهد بود.

منبع: روزآنلاین، 16 ژانويه

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 10:53  توسط War Correspondent  | 

وضعيت عراق، مانع حمله نظامي به ايران نيست

ويليام کريستول 
ايران سرسخت و با پيشينه اتهام به حمايت از تروريسم در تلاش است به سلاح هاي کشتار جمعي دست پيدا کند. از سوي ديگر امريکا نيز سعي دارد با همکاري متحدان اروپايي خود و با تکيه بر بازرسي هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي و تحريم هاي سازمان ملل، بحران هسته اي اين کشور را به طور مسالمت آميز حل کند. در اين ميان اروپاييان عموماً مردد و اميدوار هستند و چين و روسيه نيز که کنار آمدن با آنها مشکل است، مانع بازدارنده تلقي مي شوند. اما در نهايت امر واقعيت اين است که تهديد ايران آنقدر آشکار و جدي است که نمي توان آن را ناديده انگاشت.

اين در حالي است که جناح هاي امريکا هر کدام به گونه اي از زير بار مسئوليت شانه خالي مي کنند. صلح طلبان مي گويند: "اين بار بايد به ديپلماسي شانس موفقيت داد." جنگ طلبان مي گويند: "شايد اين بار اسرائيل مشکل را حل کند."

صلح طلبان که نسبت به برنامه هسته اي ايران ابراز نگراني کرده اند، راه حل هاي ديپلماتيک را براي مقابله با بحران هسته اي اين کشور پيشنهاد مي کنند. آنها حتي نمي خواهند اندکي در مورد گزينه حمله نظامي فکر کنند. شايد در نهايت امر حمله نظامي ضرورتي نداشته باشد، اما تنها راه موفقيت فشارهاي اقتصادي، سياسي و ديپلماتيک بر ايران، گزينه نظامي و يا گزينه هاي متعدد نظامي است.

از سوي ديگر برخي از جنگ طلبان ترجيح مي دهند در يک برهه از زمان فقط با يک چالش دست و پنجه نرم کنند. آنها اميدوارند اسرائيل وظيفه ما را انجام دهد. اما قدرت هاي بزرگ آنهايي هستند که هيچگاه از مسئوليت هاي مهم خود شانه خالي نمي کنند و انجام آنها را به ديگران محول نمي نمايند. ما حامي تلاش هاي اقتصادي، سياسي و ديپلماتيک براي متوقف کردن برنامه هسته اي ايران هستيم. اما اگر ضرورت ايجاب کند، با همکاري آژانس اتمي و سازمان ملل از تحريم و فشار بر ايران حمايت خواهيم کرد. ما با اميد به اينکه مي توان بدون حمله نظامي از خارج نظام ايران را تغيير داد، از تلاش هاي جدي براي کمک رساني به دموکرات ها و مخالفان داخل ايران حمايت خواهيم کرد. ما از تقويت قابليت هاي پنهاني و اطلاعاتي مان حمايت خواهيم کرد و در عين حال احتمال انجام حملات متعدد نظامي را نيز در نظر خواهيم داشت.

بسياري از اروپاييان و حتي برخي از اعضاي دولت بوش واقعاً معتقد نيستند که ايران هسته اي غير قابل قبول است. آنها سعي دارند آيت الله خامنه اي، هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد را متقاعد کنند که نظر خود را تغيير دهند و از اهداف هسته اي خود چشم پوشي کنند، اما در نهايت تصور مي کنند مي توانند با ايران هسته اي کنار بيايند. يک مقام وزارت خارجه امريکا مي گويد: "امريکايي ها و اروپاييان تصور مي کنند همانطور که سياست بازدارنده در مورد اتحاد جماهير شوروي سابق موفق عمل کرد، در مورد ايران نيز مي تواند کارگر باشد."

از آنجا که هدف دولت ايران محک زدن اروپا و امريکا است و همزمان نيز برنامه هسته اي اين کشور به نقطه بي بازگشت نزديک مي شود، رئيس جمهور جرج بوش و کاندوليزا رايس دريافته اند که بايد در مقابل ايران با جديت، قاطعيت و اقتدار سخن بگويند. مخالفان امريکا نبايد تصور کنند که اطلاعات نادرست در مورد سلاح هاي کشتار جمعي عراق و وضعيت آشفته اين کشور، مانع از انجام اقدامات ضروري امريکا عليه نظام کنوني ايران خواهد شد.

منبع: روزآنلاین

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 11:23  توسط War Correspondent  | 


فريزر نلسون
اسکاتسمن، 15 ژانويه

ممکن است رهبران ايران افرادي متعصب و خطرناک باشند، اما احمق نيستند. ايراد اصلي طرح توني بلر در خصوص ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت اين است که ايران به خوبي مي داند که هيچ چيز اسباب نگراني نيست.

ممکن است تلاش نخست وزير انگليس براي جلب حمايت کشورهاي عضو آژانس اتمي در خصوص ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، جهان غرب را تحت تأثير قرار داده باشد، اما فروپاشي عراق و نسل کشي در سودان نشانگر آن است که سازمان ملل مدت ها قبل نفوذ و قابليت خود را براي پرداختن به اين قبيل مسائل از دست داده است. اکنون ما بايد انتظار داشته باشيم رژيمي که خواهان "محو نام اسراييل از نقشه جهان" است، به زودي به سلاح هاي اتمي دست بيابد.

به راستي احمدي نژاد همانند فردي عمل مي کند که برگ برنده را در دست دارد. او رئيس جمهور حکومتي است که در بحران کنوني انرژي، دومين ذخائر انبوه گاز جهان را در اختيار دارد و اين خود نقطه شروع بسيار خوبي است.

احمدي نژاد و ساير مقامات ايران نشست هفته گذشته بلر و ساير رهبران غربي را در خصوص تصميم ايران براي برداشتن پلمپ هاي آزمايشگاه تحقيقات هسته اي lsovi کردند. روسيه و اتحاديه اروپا پيش از اين پيشنهاد داده بودند که فرآيند غني سازي اورانيوم را براي ايران انجام خواهند داد، اما ايران چيزي فراتر از اورانيوم با غناي پايين مي خواهد.

ايران شاهد ژست و قدرت نمايي پاکستان به هنگام دستيابي به بمب اتم بوده است. ايران شاهد است که اين قبيل کشورهاي هسته اي کمتر تهديد مي شوند و هرگز مورد تهاجم نظامي قرار نخواهند گرفت. اين موقعيتي است که ايران خواهان آن است، و در نهايت امر به آن دست خواهد يافت.

بنا بر ارزيابي آژانس اتمي، اگر ايران به ميزان کافي اورانيوم غني کند، فقط "چند ماه" تا دستيابي به سلاح اتمي فاصله خواهد داشت. بنابراين چه کسي در اين ميان مانع ايران خواهد شد؟ امريکا که پس از اشغال عراق به سرعت در حال اکتساب "سندروم ويتنام" است و بنابراين ياراي حمله مجدد را ندارد. ايران به خوبي از اين امر آگاه است.

روسيه نيز مايل نيست همسايگانش سلاح اتمي داشته باشند، اما از فروش موشک هاي زمين به هوا به ايران احساس خرسندي دارد. در واقع روسيه به جاي خلع سلاح کردن ايران، اين کشور را مسلح مي کند. به علاوه، پوتين رئيس جمهوري روسيه مشغول ساخت موشک هاي هسته اي است که براي هدف گيري پدافندهاي هوايي امريکا طراحي شده اند.

انگليس نيز بر آن شده است که از طريق اتحاديه اروپا با ايران معامله کند. به اين خاطر است که طرح جديد نيروي دفاعي اتحاديه اروپا براي حمله به ايران و به منظور متوقف نمودن برنامه هسته اي اين کشور از سوي ايران استهزاء شده است. از طرفي چين نيز به شدت نيازمند ذخائر نفت و گاز ايران است.

بنابراين نتيجه گيري مي شود که هيچ کشوري براي مهار ايران باقي نخواهد ماند. به علاوه، همزمان با بالا رفتن قيمت نفت و گاز، قدرت ژئوپليتيک ايران نيز بيشتر خواهد شد و بهتر خواهد توانست با اسراييل هسته اي مقابله کند.

آنچه که در اين مرحله ضروري است، اعتماد کردن به سازمان ملل است و اينکه تهديد به جنگ، بهترين ضامن صلح است. در واقع اين بازدارنده هسته اي است که در سرتاسر جنگ سرد، صلح را در اروپا برقرار کرده است. به علاوه، تهديد به مجازات بين المللي عامل ديگري است که امروزه مانع از پيشروي کشورهاي شرور شده است.

اگر "قدرت هاي بزرگ" نتوانند با ايران امروز کنار بيايند، شانس کنار آمدن با ايران هسته اي را نخواهند داشت. اگر کسي نيست که ايران را مهار کند، کسي هم نخواهد بود که اسراييل را تسلي دهد. اينها واقعيت هاي تلخ خاورميانه امروز هستند و توني بلرعاجزتر از آن است که بتواند آنها را تغيير دهد.

منبع: روزآنلاین

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 11:21  توسط War Correspondent  | 

وقتي بوش از "تهديد جدي" سخن مي گويد



پيتر بيکر
 
جرج بوش رئيس جمهوري امريکا روز جمعه اعلام کرد، ايران هسته اي "تهديد جدي براي امنيت جهان خواهد بود." وي سعي دارد با جلب حمايت قدرت هاي بزرگ، پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع دهد و اين امر در صورتي منتفي خواهد شد که ايران جسور از اهداف هسته اي خود چشم پوشي کند.

عبارت "تهديد جدي" بوش يادآور همان زباني است که وي در سال 2003 براي آغاز هجوم نظامي به عراق به کار برد و به ويژه به خطري که معطوف به اسرائيل بود، اشاره کرد. اما بوش در طول ديدار خود با آنجلا مرکل صدراعظم آلمان تأکيد کرد، اميدوار است براي تصويب قطعنامه ديپلماتيک در خصوص افزايش مقابله با ايران، با ساير رهبران جهان به اجماع برسد.

موضع گيري مشترک بوش و مرکل در تضاد با اختلاف امريکا و متحدان اروپايي اش بر سر جنگ عراق است و بر استراتژي چند جانبه اي که کاخ سفيد در پيش گرفته تا مانع از دستيابي ايران به بمب اتم شود، صحه مي گذارد.

اکنون نه تنها آلمان، فرانسه و انگليس از ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل حمايت مي کنند، بلکه روسيه نيز اشاره کرده است که از ارجاع پرونده ايران حمايت خواهد کرد. با اين وجود، اگرچه چين اعلام نکرده است که از چنين اقدامي جلوگيري خواهد کرد، اما روز جمعه در خصوص ارجاع پرونده ايران هشدار داد. در عين حال ايران نيز تهديد کرده است که اگر پرونده هسته اي اين کشور به شوراي امنيت ارجاع داده شود، همکاري هاي خود را با بازرسان آژانس اتمي متوقف خواهد کرد.

هنوز مشخص نيست که شوراي امنيت بر ايران اعمال فشار خواهد کرد يا خير. اما ديپلمات هاي امريکا و اروپا خاطر نشان کرده اند که در حال طراحي يکسري اقدامات احتمالي هستند که با انتشار بيانيه شديدالحن رئيس شوراي امنيت آغاز خواهد شد.

اين ديپلمات ها روز دوشنبه با همتايان روسي و چيني خود در لندن ديدار خواهند کرد. اين در حالي است که ديپلمات هاي فرانسه و آلمان پيشاپيش اعلام کرده اند که هر گونه مذاکره در خصوص تحريم اقتصادي ايران اقدامي شتابزده خواهد بود. در عين حال جک استرا وزير خارجه انگليس نيز احتمال هرگونه اقدام نظامي عليه ايران را منتفي دانسته است.

صدر اعظم آلمان روز جمعه اظهار داشت: "موضع گيري ايران، اروپاييان را سرخورده کرده است." وي با اشاره به پيشنهاد روسيه در خصوص غني سازي براي ايران گفت: "ايران همه پيشنهادات ما حتي پيشنهاد روسيه را رد کرد. مسلماً ما مرعوب کشوري مانند ايران نخواهيم شد." بوش نيز با اشاره به اظهارات ضداسرائيلي احمدي نژاد گفت: "به نظر من ساخت سلاح اتمي، ايران را يک گام به دستيابي به هدف خود [نابودي اسرائيل] نزديک تر خواهد کرد."

در عين حال، عبارت "تهديد جدي" بوش در مورد ايران، موضوع مورد بحث نبود و ايراد آن، ديپلمات ها و حتي برخي از حاميان بوش را متعجب ساخت. بوش در سخنراني سال 2002 سه کشور ايران، عراق و کره شمالي را "محور شرارت" خواند و اعلام کرد اين سه کشور "خطر جدي" براي جهان تلقي مي شوند. اما از آن پس عبارت "تهديد جدي" را فقط براي توصيف عراق به کار برد و ايران را از اين قاعده مستثني دانست. با اين وجود، اسکات مک کللان سخنگوي کاخ سفيد در جلسه توجيهي خود تأکيد کرد بوش، ايران را عراقي ديگر نمي پندارد. وي گفت: "شرايط ايران و عراق يکي نيست."

منبع: روزآنلاین

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 11:17  توسط War Correspondent  | 

اولويت حمله به ايران
 
روز جمعه 6 ژانويه، سکته مغزي آريل شارون تيتر اول مطبوعات جهان شد، با اين بيانيه که: اگر نخست وزير اسراييل که اکنون در حال اغما به سر مي برد، شانس زنده ماندن داشته باشد، مسلماً ديگر آن تکريم گذشته را نخواهد داشت.

در حالي که اين خطوط را مي نويسيم، آريل شارون براي زنده ماندن تلاش مي کند. ولي يوئل مارکوس، نويسنده روزنامه "هارتص" از تل آويو مي نويسد: "براي فهميدن اين مطلب که او ديگر نخست وزير اسراييل نخواهد بود، نيازي نيست که متخصص مغز باشيم." آخرين سياستمدار برجاي مانده از سال 1948 صحنه سياست را ترک کرد. سردبير محافظه کار روزنامه اورشليم پست نوشت: "اسراييل يکي از موثرترين ترين سران خود را از دست داد."

اين روزنامه افزود: "گزينه ديگري نداريم تا طبق آن، آينده ملت اسراييل را بدون شارون رقم بزنيم. رأي دهندگان خود را آماده مي کردند تا در زمان انتخابات 28 مارس براي تداوم دولت خود رأي دهند، ولي اکنون بدون شارون، هيچ کس نمي داند که اين تداوم ازاين پس چگونه تعريف خواهد شد."

روزنامه هارتص از تل آويو، نظر مردم را در اين خصوص منتشر کرد، که بر اساس آن حزب تازه تأسيس شارون به نام "کاديما" نسبت به ديگر احزاب اسراييل در جايگاه اول قرار مي گيرد. شيمون پرز، نخست وزير سابق نيز در انتخابات آينده نسبت به اهود اولمرت، نخست وزير فعلي از شانس بالاتري برخوردار است.

کارولين گليک، وقايع نگار روزنامه اورشليم پست، طبق سياست شارون، کارهاي ضروري دولت اسراييل را برشمرد:
1- هدايت نمودن حمله اي نظامي به تأسيسات اتمي ايران.
2- جلب حمايت ايالات متحده و سازمان ناتو در اين اقدام.
3- سر و سامان بخشيدن مجدد به نوار غزه که پس از عقب نشيني دستور داده شده توسط شارون، به يکي از فعال ترين مراکز عمليات انتحاري در جهان تبديل شده است.

با رفتن احتمالي نخست وزير اسراييل از صحنه سياست، دوراني آغاز خواهد شد نامعلوم، بي ثبات و پرمخاطره که نه تنها بر سياست داخلي اسراييل تأثير خواهد گذاشت، بلکه در روند صلح با فلسطين نيز اختلال ايجاد خواهد کرد.

روزنامه اينديپندنت نوشت: "براي يک مقام عالي رتبه با ارزش هاي ملي، خيلي سخت است که در زمان ايده آل و در نقطه اوج خود صحنه را ترک کند. سکته مغزي که هفته گذشته آريل شارون قرباني آن شد، بدتر از اين نمي شود. سربازي که سياستمدار شد، هيجانات شديد بسياري را چه ازنظر مثبت و چه از نظر منفي برانگيخت. ولي قطعاً عدم حضور او خلأيي را ايجاد خواهد کرد که از پيش بيني کارشناسان و ديگر مقامات خارج است."

اين روزنامه جناح چپ لندني، شک و ناباوري خود را پنهان نساخته و بر پيچيده شدن وضعيت فعلي در منطقه تأکيد مي کند و مي افزايد:"در شمال اسراييل و در لبنان وضعيت امنيتي بدتر شده و موضع بشاراسد، رييس جمهور فعلي سوريه، سست به نظر مي رسد. ايالات متحده نيز شديداً درگير مسأله عراق است و درمقابل ايران و سوريه خود را در بن بست مي بيند. شخصي که بالاخره با اقدام پرتأخير خود، اميد برقراري يک صلح دائم را در منطقه خاورنزديک نويد مي داد، اکنون نمي تواند به صحنه بازگردد. واقعاً جاي تأسف است که او قبل از اين رويداد مشخص نکرد تا کجا مي خواهد براي برقراري اين صلح پيشروي کند و از آن تأسف آورتر اين خواهد بود که رفتن او از اين صحنه، پايان کليه انگيزه هاي صلح در منطقه را رقم خواهد زد."

نظر کريسچين ساينس مانيتور اين است که: "عدم حضور پيش بيني نشده او در مرکز عرصه سياست خاورميانه، دوران جديدي را آغاز خواهد کرد که در آن سيطره و قدرت بسياري از شخصيت ها زير سؤال خواهد رفت. اين شخصيت ها که همواره از حمايت هاي سياسي برخوردار بوده اند، بر وضعيت حاکم در منطقه، پس از مرگ ياسر عرفات در سال 2004، کاملاً تسلط داشته و آن را تحت اختيار خود گرفته بودند. ولي با پيش آمدن اين مسأله، مسلماً اختيارات آنها تنزل خواهد يافت و بعيد به نظر مي رسد که کمافي السابق بتوانند خط مشي هاي خود را پيش ببرند."

روزنامه بوستون گلوب مي نويسد: "روند صلحي که در اسراييل تنها فقط توسط يک شخص دنبال مي شد، درصورت عدم حضور وي مطمئناً به نتيجه نخواهد رسيد. اين اقدام نياز به مشارکت هر دو طرف دارد و اکنون رهبر اسراييل هرکس که باشد، نماينده ايالات متحده نيز مسلماً از اين پس در مذاکرات حضور خواهد داشت."

دراين رابطه، روزنامه هارتص، روزنامه چپ گراي اسراييل مي گويد که شارون هيچ اشارتي درخصوص تعيين جانشين نداشته که بتوان براساس آن تصميمي اتخاذ نمود. اين روزنامه مي افزايد: "شارون پس از خود، نه تنها خلأيي در مديريت سياسي اسراييل به جاي خواهد گذاشت، بلکه به وجود آمدن يک خلأ ايدئولوژيک و استراتژيک نيز اجتناب ناپذير خواهد بود."

فعلاً هيچ کس نمي داند که سرنوشت اين شخص چه خواهد شد. شخصي که در رأس يک حزب، راه جديدي را در اداره اسراييل آغاز کرد. او جايگاه اسراييل را در منطقه و در ارتباطات با جهان عرب چگونه مي ديد؟ منظورش چه بود وقتي درمورد دولت فلسطين سخن مي گفت؟ آيا منظور او در سخنراني هايش پيرامون "اشغالگري"، نمايان ساختن مصيبت و درماندگي ملتي ديگر بود و آيا از آن به عنوان منفعتي براي اسراييل ياد مي کرد؟ آيا عقب نشيني از نوار غزه، آغاز مرحله جديدي از ترسيم دوباره مرزها بود يا فقط نيرنگي بود که با هزينه اي کم از دست يک ميليون و نيم فلسطيني خلاص شود؟

اکونوميست، هفته نامه انگليسي با نظر به توطئه قتل اسحاق رابين در سال 1995 عقيده دارد که تاريخ تکرار مي شود: "براي دومين بار در تاريخ معاصر اسراييل، يک مقام عالي رتبه سرسخت و مردي که لزوم سازش با فلسطيني ها را احساس مي کرد، دروسط راه از پا درآمد. با رفتن شارون، اميد براي ايجاد مصالحه نيز کمرنگ خواهد شد. او از هر لحاظ در موقعيتي بود که شخص ديگري نمي تواند در کوتاه مدت به آن جايگاه دست يابد."

در تيتر اول لوس آنجلس تايمز آمده بود: "بدون شارون، پروژه جورج بوش در خاورميانه مبهم و نامعلوم مي شود. درحقيقت، رييس جمهور ايالات متحده سياست هاي خود را با سياست هاي يک جانبه شارون همسان کرده بود و بيشتر تمايل داشت که روند صلح را با ديدگاه هاي او پيش ببرد تا با ديدگاه هاي جامعه بين الملل. رفتن شارون از صحنه سياست براي بوش به منزله يک فقدان و کمبود شخصي نيز خواهد بود."

حتي روزنامه وال استريت که سياست اعمال شده جورج بوش در خاورميانه را يک موفقيت مي داند، مراتب نگراني خود را از دوراني که پس از شارون خواهد آمد، اعلام کرده است. اين روزنامه مي نويسد: "درحالي که پس از ورود ايالات متحده به منطقه خاورميانه، وضعيت آن به طور چشمگيري تغيير کرده، ولي به واقع کسي نمي داند که آينده در اين رابطه چه خواهد کرد. نمي دانيم که دوران خلأهاي سياسي بيشتر به سوي دموکراسي گرايش خواهد داشت يا بيشتر به سوي هرج و مرج و اغتشاش."

منبع: روزآنلاین

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 11:15  توسط War Correspondent  | 

انتقاد وال استريت ژورنال از اروپا:
ضعف سران اروپايي در برابر ايران

تصميم ايران در خصوص ازسرگيري آنچه که "تحقيقات هسته اي" مي نامد، انتقادات شديد و غيرمنتظره اي را برانگيخته است. محمد البرادعي مديرکل آژانس اتمي اظهار داشته است: "صبر من در برابر تهران دارد تمام مي شود." فيليپ دوست بلازي وزير خارجه فرانسه از حکومت ايران خواسته است: "بلافاصله و بي قيد و شرط تصميم خود را تغيير دهند." فرانک والتر اشتاين ماير وزير خارجه آلمان هشدار داده است که اين اقدام ايران نقض معاهده پاريس است و نمي تواند بدون اينکه "پيامدهايي" داشته باشد، به همين روال ادامه يابد.

اروپاييان و دوستان آنها در نهايت تصميم گرفته اند در برابر ايران، نه کاملاً اما تقريباً جدي عمل کنند. از اين رو صدراعظم اتريش هشدار داده است که مذاکره در خصوص تحريم ايران اقدامي شتابزده خواهد بود. خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز خاطر نشان کرده است: "همه تلاش ها بايد صورت گيرد تا ايران متقاعد شود به وضعيت قبلي يعني مذاکرات بازگردد." ظاهراً منظور آقاي سولانا در خصوص اتخاذ سياست سختگيرانه تر در قبال ايران، دعوت از ايرانيان براي صرف ناهار است.

اما نکته اينجاست که ايران قبلاً سياست "سختگيرانه" اروپاييان را تجربه کرده است. معاهده 2004 پاريس در واقع تغيير يافته موافقتنامه اکتبر 2003 ميان ايران و سه کشور اتحاديه اروپا بود. ايرانيان ظرف چند ماه موافقتنامه 2003 را نيز نقض کردند، اما تنها تنبيه اروپاييان اين بود که يک سال بعد حتي شرايط راحت تري را براي توافق به ايران پيشنهاد دادند. ايران تابستان سال گذشته نيز با اعلام اينکه پيشنهاد اروپاييان در خصوص اعطاي کمک هاي فني، ضمانت هاي امنيتي و عقد قراردادهاي تجاري ناکافي است، از ادامه مذاکرات سر باز زد. با اين وجود، شديدترين واکنش سه کشور اتحاديه اروپا اين بود که در قطعنامه اي که از سوي آژانس اتمي تنظيم شد، يادآور شود: "اعتمادي به صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران ندارد." بنابراين مي توان گفت معيارهاي اروپاييان آنقدر ضعيف است که نمي توان ايران را به نقض آنها متهم کرد.

با گذشت بيش از دو سال ديپلماسي بي وقفه، جهان هنوز نتوانسته است بن بست هسته اي ايران را حل کند. اين در حالي است که ايران به طور چشمگيري به دستيابي به فناوري و دانش هسته اي که براي ساخت سلاح هاي اتمي ضروري است، نزديک تر شده است.

در حال حاضر گزارش هاي معتبر بسياري منتشر شده که حاکي از تصميم اسراييل براي انجام حمله بازدارنده به سايت هاي هسته اي ايران است. با در نظر گرفتن اينکه انعکاس اين قبيل گزارش ها ايران را بر آن داشته است موشک هاي پيشرفته ضد هواپيماي روسيه را خريداري کند، هرگونه حمله به سايت هاي هسته اي ايران مشکل خواهد بود. در عين حال با در نظر گرفتن اين نکته که رئيس جمهوري ايران وعده داده است کشور اسراييل را "از نقشه جهان محو کند"، يقيناً حمله بازدارنده اسراييل اگرچه ممکن است پيامدهاي دشواري داشته باشد، اما قابل توجيه خواهد بود.

با اين حال اسراييل نمي تواند براي تضمين امنيت غرب، روشي مانند انهدام راکتور هسته اي عراق را براي ايران پياده کند. در واقع اروپا و آمريکا هر دو بايد ايران را تهديد کنند و تنبيهاتي سخت تر از آنچه که تاکنون پيشنهاد داده اند، عليه ايران به کار بندند. همانطور که در قضيه صدام حسين آموختيم: در نهايت امر بايد بهاي تضمين امنيت را پرداخت، اما سئوالي که مطرح مي شود اين است که چه کسي بايد اين بها را بپردازد؟

منبع: روزآنلاين

Balatarin ثبت در بالاترين
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 13:58  توسط War Correspondent  |